تبلیغات
believe

سلام

دوشنبه 14 فروردین 1385 12:04 ب.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: عمومي ،

سلام و خداحافظ

بالاخره در سال جدید متحول شدم و وبلاگمو عوض کردم

عید دیدنی پیش ما هم بیاین خوشحال می شوم.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 شهریور 1388 02:03 ق.ظ

سال نو مبارک

پنجشنبه 3 فروردین 1385 01:03 ب.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

سال نو مبارک

امیدوارم سال خوبی برای همگی همراه یا

ابوالفضل و یا حسین داشته باشین.یا حسین




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 شهریور 1388 02:04 ق.ظ

دوباره

پنجشنبه 17 آذر 1384 04:12 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

سلام

امیدوارم حال همگی خوب خوب باشه...

دلم برای همتون یه دنیا تنگ شده

خیلی شرمندم که این همه مدت نبودم مدمم خراب انشاا... بعد امتحانهای ترم اول که چیزی نمونده یه فکری به حالش میشه!

تعجب نکن الان از خونه ی ابجیم اومدم خیلی زود می گذره خوب می دونم که نمی رسم برای همه نوشته بزارم

خیلی خوشحال شدم که به یادم بودین و حتی وقتی که من نبودم اینجا سر زدین امیدوارم بتونم جبران کنم خیلی با محبتین.

اقا مرصاد یه دنیا ممنونم که نزاشتین در تنها کلبه من بسته شه و با شعرها و نوشته های زیباتون و همچنین همه گلهایی که همیشه سر میزدند و نوشته میزاشتن به اینجا صفا دادین 

به خدا منم همیشه به یادتونم به امید دیدار....

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از ان که با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگذیر می شود

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر می شود

برمی گردم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خواهد امد .........

دوشنبه 9 آبان 1384 09:10 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: عمومي ،

سلامممممم

واییییی اینجا رو ترو خدا

 ببینید چقدر نامردم مثلا قرار بود من نزارم اینجا خلوت بشه .

ولی ببینید چی شده.

الان عذاب وجدان گرفتم .

معلومم نیست این ارزو کجا رفته یا چی کار می کنه ولی امید وارم ما رو یادش نرفته باشه چون واقعا دلم براش تنگ شده .

ولی یکی نیست به این بشر بگه اخه انسان تو می تونی بیای کافی نت یه سری بزنی نباید اینطوری ملت و ناراحت کنی.

حالا من نمی دونم اینجا چی بنویسم چون وبلاگ خودم وضعش بهتر از اینجا نیست ولی به هر حال باید نزاریم در اینجا بسته بشه برا همین از همه ی دوستای عزیز ارزو می خوام که کم   کم هفته ای یه بار یه سری به اینجا بزنن من خودم به جای ارزو می ام وبلاگاتون. چندتا از دوستای جدیدارزو   می خواستن تبادل لینک کنن ولی من دیگه این کار و نمی تونم انجام بدم  یعنی اجازه اش و ندارم.

 

امید وارم هر جا هستی  شاد باشی  و در هر کاری موفق باشی  و زود بیای اینجا چون واقعا جای خالیت تو نت حس می شه.

 

خاطره هر جا که میری

به یاد من باش

اون ور دنیا که می ری

به یاد من باش

هر جا صدایی خسته بو د

هر جا دلی شکسته بود

هر جا لب جاده کسی به انتظار نشسته بود

هر جا دیدی پرنده ای لونه به جز قفس نداشت

به یاد من باش

به یاد من باش

به یاد من باش

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ارزو به ارزو ها پیوست

جمعه 18 شهریور 1384 02:09 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

می بینم که بازم این ارزو  گذاشت رفت  من باید شبا تو خونش بخوابم و مواظبش باشم  ولی اشکال نداره ما که عادت کردیم .((راستی ارزو چرا اینقدر اینجا کثیفه ؟؟ تو که خیلی تمیز بودی پس چرا به اینجا نمی رسی؟؟؟؟  بابا هفته ای یه بار  یه جارو بکش و شیشه هاش وتمیز کن  ))

فقط فکر کنم ایندفه ارزو  تعجب می کنه چون من براش اپ کردم .. ((از الان باید دنبال سنگ قبر بگردم))  خب  نمی دونم چی بنویسم اینجا چون یه مدتی هست هرچی  می نویسم  ازش بد برداشت می کنن و فکر می کنن  منظوری دارم   حالا یکی ذوتا شعر می نوسم   و می رم که برا کسی سوتفاهم نشه  به هر حال  اگه دیدین که من دیگه نیستم بدونید که   زیر سر این ارزو هستش . 

تا بعد

گرچه با یادش،همه شب،تا سحرگاهان نیلی فام،

                                                          بیدارم؛

گاهگاهی نیز،

                وقتی چشم برهم می گذارم،

خواب های روشنی دارم،

عین هوشیاری!

انچنان روشن که من درخواب

دم به دم با خویش می گویم که:

بیداری ست، بیداری ست، بیداری!

 

اینک،اما درسحرگاهی،چنین از روشنی سرشار،

پیش چشم این همه بیدار،

                      ایا خواب می بینم؟

این منم همراه او؟

بازو به بازو،

مست مست از عشق،امید؟

روی راهی تاروپودش نور،

                                 از این سوی دریا،رفته تا دروازه ی خورشید؟

 

 

 

ای زمان،ای اسمان،ای کوه،ای دریا!

 

خواب یا بیدار،

 

جاودانی باد این رویای رنگینم!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بر می گردم

سه شنبه 15 شهریور 1384 07:09 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

سلام به همه دوستهای گلم من الان زیاد نمی تونم بنویسم

یه مدت نیستم دعا کنید کامپیوترم شفا بگیره تا زود برگردم.

دوستهایی که برام کامنت گذاشتن خیلی ممنون وقتی برگشتم جوابشونو می دم .

فعلآ خداحافظ.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 شهریور 1384 07:09 ق.ظ

عشق تنهایی

سه شنبه 8 شهریور 1384 07:08 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

ماه

یاد من باشد

                  تنها هستم

                 ماه بالای سر تنهاییست

دستان مرا گرفت ناگهان سرمایی به درون بدنم نفوذ کرد مبهوت شده بودم اما کم کم به این احساس عادت کردم حالا منو تنهایی برای هم دوستان خوبی هستیم همه جا با من است همیشه احساسش می کنم تا به حال داستانهای زیادی را برایش تعریف کرده ام همیشه به او می گویم تنهایی سخت نیست اینکه میان مردم باشی و باز هم تنها باشی سخت است.اما می گوید دیگر چه غمی داری و از چه می نالی وقتی با خود تنهایی دوست هستی بارها به او گفته ام

 

چیزی بدتر از این احساس نیست که وجود یا عدم وجود ما برای هیچ کس مهم نباشد و کسی نباشد تا درباره ی زندگی با او حرف بزنیم و دنیا می تواند بدون حضور نا ارام ما به خوبی و خوشی به راهش ادامه بدهد اما همیشه دلداریم میدهد حالا که دیگه به تنهایی عادت کردم دوست دارم همینجوریم بمونه. قبلآ این شعر داریوشو زیاد گوش می دادم(کسی حرف من و انگار نمیفهمه مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه کسی تنهاییمو از من نمیدزده درد مارو درو دیوار نمیفهمه برای تنهایی خودم دلم می سوزه قلبه دیروزیه من خالی تر از امروزه.......)اما الان دیگه نه!!!حتی فرشته هام تنهان خیلی ادمها هستن برای خودشون کسیو دارن اما چه فایده حرف همدیگرو نمی فهمن پس بازم تنهان منم تنهام نمی خوام نا شکری کنم(خانواده خوب و دوستهای خوب) اما دیگه این تنهایی و دوست دارم حالا که منو تنهایی با هم یکی شدیم دیگه کمتر اذیت میشوم اصلآ احساس افسردگی نمی کنم ادم هارو خیلی دوست دارم اما فکر می کنم انقدر دنیا تغییر کرده ادمهام با خودش تغییر داده همه ی ادمها یا سر کارن یا تلویزیون می بینن رادیو گوش می دهند کم تر کسی گفتگو می کنه و حرفهای مفید می زنه تا همه استفاده کنند و انرژی قدرتمند عشق و به حرکت در بیارند بیشتر از دروغ و غیبت وفحش و دورویی می گویند در این مواقع که بیشتر احساس تنهایی می کنم اما می دونم هر چقدر ادمهاودنیا تغییر کنند اما ماه هنوزم ماه من مهتاب و رو سرم میندازه و با نهایت صبوری به حرفهام گوش میدهد می دونم ستاره همیشه ستاره می مونه و با چشمک زدنهاش بهم امید میده می دونم خورشید همیشه از طریق چشمهای کسهایی که دوستشون دارم باهام حرف می زنه یه ابر زیبا هر جا که می روم بالاسرم میاد تو همه ی اینها خدارو می بینم در این لحظست که خدارو شکر می کنم و دلم می گوید ارزوپرچونه بسه برو بخواب ساعت 3 نصف شب شب بخیر

.

براتون ارزوی موفقیت می کنم و امیدوارم هیچ وقت تنها نباشین(خیلی دوست دارم اینم بگم که هیچ ادمی تنها نیست این احساس خود ماست)

قصه دل من !



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 8 شهریور 1384 07:08 ق.ظ

افق روشن

یکشنبه 6 شهریور 1384 06:08 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: شعر ،

افق روشن

افق روشن

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان برای هر انسان برادری است.

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ای ست

و قلب

برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که اهنگ هر حرف زندگی است.

تا من به خاطر اخرین شعر رنج جستوجوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه ای است

تا کمترین سرود بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...

و من ان روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشیم.

(احمد شاملو)

کبوتر ناز منه !




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 شهریور 1384 06:08 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...