تبلیغات
believe - جاده زندگی

جاده زندگی

شنبه 8 مرداد 1384 04:07 ق.ظ

نویسنده : ارزو
ارسال شده در: نوشته های ارزو ،

امشب تو جاده حرکت می کردم عجیب اما هر جا می رفتم اسمان ماه زمین هم به دنبالم می امدند شاید همین باعث می شد کمی احساس دلگرمی بهم دست بده وقتی به عقب نگاه می کردم چشمهایم به خاطراتم می افتاد به خاطرات تلخ و شیرینی که تا ان لحظه هم رهایم نکرده بودند دوست داشتم خاطرات قشنگ زندگیم که هیچ وقت برنمی گرده از من سبقت بگیره و دوباره تکرار شه اما ندایی درونی می گفت شیرینیش و خاطره شدنش به همون یک باره تو راه ایستگاه های ارزوهامو می دیدم اما خیلیاشونو رد کردم تو راه درختهاو گلهای امید فراوان بود اما خیلیاشونو حتی نگاه نکردم خیلی گلهارو بو نکردم.اینها اشتباهاتی بود که دیگه نمی خوام تکرار شود باید بعضی اوقات غرور و همیشه دروغ و زیر پا بزارم وای که عجب جاده ای بر عکس همیشه که دوست داشتم زود جاده تمام شود اما اینبار دوست دارم همین طور تو راه باشم نمی خوام بدونم چند کیلومتر انورتر چه اتفاقی قراره بیفته چون اونوقت دیگه جذابیتی نمی مونه اونوقت پیش خودم می گم من که می دونم قراره چه اتفاقی بیفته پس برای چی ادامه بدم دلم می خواد فریاد بزنم اما نمی تونم.

وای که شیطان بد همسفری چون به شکلهایی در میاد که بعضی اوقات نمی شناسمش باید حواسم خیلی جمع باشه دوست دارم فقط همسفرام فرشته ها باشن فرشته هایی که خیلی اوقات شاید دوستام بودن و من متوجه نشدم.

به رفتن ادامه می دهم نباید ایستاد چه جالب همه فکر می کنن تنهام ولی سایه من هر جا می رم دنبالم میاد پاهامون یکیه دوست ندارم رفیق نیمه راهم باشه اما شبها نامرئی می شه اشکال نداره همون روزهام که وقتشو می زاره با من میاد خودش خیلی ارزش داره.

وای دارم متوجه می شوم تو راه تکه هایی از خودمو گم کردم نباید دیگه تکرار شود ولی امیدوارم دوباره پیداشون کنم به جایش مقداری از وقتمو می دم خب اینم تنبیهیه.

مثل اینکه حالا حالاها باید ادامه بدم یادم باشه ایستگاه های ارزو و رد نکنم باید به مقصد برسم که همون هدفم می شود اما دروغ نگم اخراخر این جاده مرگ منتظرمه اینشو نمیدونم باید 1دقیقه منتظرم باشه یا 100سال ولی اینو می دونم اگر نبود خیلی سخت بود و دیگه نمی تونستم به این زندگی تکراری ادامه بدهم مرگ تو دنیای حقیقی منتظر نمی دانم چرا خیلیها می ترسن شاید چون تاحالا تجربش نکردن اما حقیقتیه باید پذیرفت منم تو راه این جاده عزیزایو از دست دادم برای این ناراحت می شویم چون عاذت می کنیمو....اما حتما صلاحش این بود و راحت شد بالاخره که باید قبول کرد منم یک روزی راحت می شوم ودنیای جدیدیو تجربه می کنم.

تو این جاده خیلی راه های دیگه ام هست اما نباید فضولی کنم راه خودمو باید برم تا زندگی هست باید وجودشو حس کنم و ازش استفاده کنم و قدر این بزرگترین امتحان و نعمت و بدونم.

جاده زندگی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -